تذکر دادند به ویلاهای لواسان گیرنده!

به گزارش مجله آی سیب، راحله عبدالحسینی - خبرنگار:با برنامه طنز قند پهلو به عنوان یک چهره تلویزیونی در حوزه طنز شناخته شده است.

تذکر دادند به ویلاهای لواسان گیرنده!

اما پیش از این رضا رفیع، فعالیتش را در مطبوعات شروع کرد. از زمانی که مجله گل آقا تعطیل شد به تحریریه روزنامه اطلاعات پیوست و حالا دبیری صفحه طنز ضمیمه ادب و هنر را برعهده دارد. این روزها حسابی مشغول ضبط برنامه است و هر شب هم از شبکه شما با برنامه زنده شکرخند مهمان خانه هاست. او معتقد است برنامه های طنز و سرگرمی در فرهنگسراها می تواند باعث حال خوب و شادی شهروندان گردد. در آستانه روز خبرنگار با او که ساکن محله میرداماد است، گفت وگو کردیم که در ادامه می خوانید.

  • خجالتی در مترو

ماشین شخصی ندارم. برای همین با وسایل حمل ونقل عمومی تردد می کنم. سابق با مترو و اتوبوس خیلی رفت وآمد داشتم. ولی الان قدری مشکل شده. چون مردم بیشتری مرا می شناسند. من خجالتی هستم. وقتی مترو یا اتوبوس سوار می شوم سرم را پایین می اندازم. تا حدی که سرم بره زیر صندلی! این جور سوار مترو شدن باعث معذب شدن می گردد. برای همین بیشتر با تاکسی و تاکسی اینترنتی تردد می کنم.

  • شما سال ها در حوزه طنز در مطبوعات قلم زدید. 10 سال در روزنامه جام جم ستون خنده جام که بعدها به نام بزن در رو معروف شد را برعهده داشتید. صندلی طنز در مطبوعات را چطور ارزیابی می کنید؟

طنز بیشتر در فضای مجازی و اینترنت جدی گرفته شده است. ستون های طنز در مطبوعات خیلی به ندرت دیده می گردد. من هم که سال ها در مطبوعات ستون طنز می نوشتم، الان دیگر نمی نویسم. تا بخواهی با سوژه ای شوخی کنی، فضای مجازی آن را مطرح نموده ولی روزنامه روز بعد منتشر می گردد. از این رو طنزپردازان بیشتر به سمت فضای مجازی و انتشار کتاب رفته اند. فراوری نشریات طنز هم به دلیل گرانی کاغذ متوقف شده است.

  • در اینستاگرام یک صفحه دارید. مطالب طنز را در آن صفحه منتشر می کنید؟

من در اینستاگرام به قصد اطلاع رسانی طنزنویسی می کنم. به قصد طنزنویسی در فضای مجازی صفحه ای باز ننموده ام. در صفحه شخصی ام هم از تئاتری که رفتم یا برنامه ای که داشتم یا اتفاق روز می نویسم.

  • از آخرین انتشار کتاب تان هم یک دهه می گذرد.

در زمینه تحریر کتاب لاک پشتی عمل می کنم. اگرچه در همه زمینه ها این لاک پشتی بودن به من می چسبد. سبک و جنس ادبیات آرامش است. 12 سال پیش کتابم منتشر شد. کتاب های جدید هم آماده است. مقدمه ها نوشته شده ولی همچنان در مراحل چاپ است.

  • پا تو کفش اخبار برنامه ای پر مخاطب با موضوع طنز سیاسی روی آنتن زنده بود که در آن با اخبار مختلف شوخی می کردید. از تجربه این برنامه بگویید.

این برنامه نخستین برنامه طنز رسمی بود. سال 89 به عنوان دبیر علمی جشنواره طنز تهران، مهمان برنامه سلام تهران بودم. تهیه نماینده از اجرای من خوشش آمد و تا الان در تلویزیون هستم. از آن زمان طرح پا تو کفش اخبار را ریختم که 6 سال روی آنتن زنده بود. تابستان 95 برنامه تعطیل شد تا پارسال که از بهمن ماه پا تو کفش اخبار را دوباره شروع کردم.

  • و باز هم این برنامه تعطیل شد.

بله. همین هفته پیش مدیر شبکه گفتند به خاطر حرف های تو در این برنامه فشار روی ما است. من هم گفتم راضی نیستم به شما فشار بیاید. من راضی نیستم فردا دیسک کمر بگیرید! نه پول ام. آر. آی. دارم نه هزینه های دیگر. من آدمی نیستم که به خاطر مصلحت چیزی نگویم. تا جایی که بتوانم می گویم. مثل حلاج دار خودم را روی دوشم گذاشته ام و از این شبکه به آن شبکه می روم. هربار هم مدیریت عوض می گردد، می گویند فشار روی ما است و باید برنامه تعطیل گردد. عکس سی تی اسکن هم نشان دادند و من دیدم در جاهای مختلف فشار است. تا اینکه کم کم به در خروجی سازمان صدا و سیما نزدیک شوم و بگویند آقای رفیع روی کل سازمان فشار هست که من هم به خانه بروم و در خانه هم ظرف و لباس برای شستن هست. البته مسئولان همواره به فکر هستند.

  • زندگی در این شهر اقتضا می نماید گاهی بی حوصله هم باشیم. در حالی که مردم توقع دارند شما را بگو بخند و طناز ببینند.

مردم هم توقعات خوب دارند هم توقعات بیخود! مثلاً توقع دارند گرانی رفع گردد یا قیمت دلار کاهش پیدا کند. توقع دارند قیمت مسکن و اجاره بها کم گردد. توقع بیخودی و دور از ذهنی است. این را باید جزو آرزوهای بزرگ چارلز دیکنز به حساب آورد. جلو توقعات مردم را نمی گردد گرفت. در همین زمینه هم از من توقع دارند که همواره بگو بخند باشم. البته این توقعاتی که از من دارند از لطف و محبت شان است.

  • در مواجهه با این توقعات چه می کنید؟

در تاکسی نشسته بودم که راننده به من گفت آقای رفیع! جلو دوربین خیلی می خندی و شاد هستی. اینجا در خودت فرو رفتی و نمی خندی. گفتم ببخشید شما شب که خانه می روی، دنده عوض می کنی؟ خندید و گفت: نه! اینجا کارم رانندگی است. گفتم: بزن قدش! منم پشت دوربین، شما هم پشت فرمان ماشین مشغول کاریم. آن ساعت هایی که جلو دوربین برنامه اجرا می کنم، متعلق به مردم هستم. اگر غمگین هم باشم مجبورم بخندم. ولی تا خارج شوم کسی مثل شما می شوم. گفت وگو کردیم و توقعات مردمی راننده کم شد. شخصیت من جدی است. شاعری من هم با شعر جدی و غزل بود. در خلوت خودم آرام و جدی هستم.

  • بر خلاف بسیاری از طنز پردازان طنز شفاهی هم دارید.

به همین دلیل هم از رسانه ملی سر در آوردم. معمولاً طنزپردازان جلو دوربین استرس دارند و نمی توانند حرف بزنند.

  • در اشعار طنز به مسائل شهری هم اشاره دارید؟

همواره مسائل اجتماعی سوژه اصلی طنزهای من بوده است. به ویژه آلودگی هوا و ترافیک که از قدیم سوژه ثابت طنزهای من بوده است. مسئولان هم چون دیدند که طنزپردازان از این سوژه ها استقبال می نمایند، نه ترافیک را رفع کردند و نه آلودگی هوا را. برای اینکه ما بی سوژه نمانیم! می دانم چه سختی می کشند و چه بزرگواری می نمایند تا این سوژه ها برای ما حفظ گردد. در مقام رفیع یک طنزپرداز از آنها تشکر می کنم و دست شان را به گرمی و در چهارچوب موازین رسمی اعلام شده از سوی ارشاد و گشت ارشاد می فشارم. امیدوارم که بقیه سوژه های ما را هم همین طوری نگه دارند.

  • برنامه های طنز در فرهنگسراها تا چه اندازه در خوب شدن حال شهروندان تأثیر دارد؟

آمارها می گوید که افسردگی ها، بیماری های عصبی و مسائل روحی ما پایتخت نشینان تا چه اندازه است. به جز برنامه های طنز و سرگرمی، چه برنامه ای می تواند به این بهتر شدن حال ما و رفع شدن این مسائل روحی یاری کند؟ کسی که در این برنامه، شادی می نماید فردا هم با تمام وجود در برنامه عزاداری شرکت می نماید. خنده و گریه به موازات هم مثل دو بال انسان را رشد می دهد در غیراین صورت رشد سرطانی می گردد. تردید نداریم که مسائل زیادی روی دوش مردم هست. برنامه های تفریحی و سرگرمی برای مردم در فرهنگسراها مثل روحیه دادن به مریض است که مهم ترین کار است.

  • بلال خوردن در فشم

یکی از تفریحات من این است که به فشم بروم و بلال بخورم. دوستان که می دانند من این تفریح را دوست دارم و ضمناً ماشین هم ندارم، گاهی سراغم می آیند و به فشم می رویم. تفریح من از کل مجموعه فشم و لواسانات با آن ویلاهای لاکچری همین است. مسئولان هم بارها به من تذکر داده اند که این قدر در طنزهایت به ویلاهای لواسان گیر نده! دربند و درکه را هم برای تفریح دوست دارم.

  • شب شعر شکرخند در فرهنگسرای ارسباران

شب شعر شکرخند 14 سالگی خود را می گذراند. این برنامه که شنبه اول هر ماه در فرهنگسرای ارسباران برگزار می گردد، از تیرماه 85 به همت رضا رفیع شروع شد و با همکاری دیگر طنزپردازان پیش رفت. رفیع درباره مسائلی که این روزها بر سر اجرای این برنامه وجود دارد، می گوید: چند ماه پیش گفتند که همه برنامه هایی که حتی صد هزار تومان خرج برمی دارد، باید تعطیل گردد. من هم خیلی ناراحت شدم. این برنامه به لحاظ کثرت مخاطب برند سازمان فرهنگی هنری شهرداری شده. اصل فلسفه فرهنگسراها رسیدن به تفریحات فرهنگی مردم است. چه برنامه ای بیشتر از طنز می تواند این قدرت را داشته باشد. من هم مجبور شدم با اسپانسر صحبت کنم که از دوستانم بودند. 5 ماهی هم گاج اسپانسر برنامه شب شعر شکرخند بود. تا هفته پیش هم که گاج عقب نشینی کرد و منتظریم تا ببینیم فرهنگسرا چه می نماید.

منبع: همشهری آنلاین
انتشار: 17 شهریور 1398 بروزرسانی: 6 مهر 1399 گردآورنده: isibcase.ir شناسه مطلب: 264

به "تذکر دادند به ویلاهای لواسان گیرنده!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "تذکر دادند به ویلاهای لواسان گیرنده!"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید