مسلمانان جامعه را عرصه بروز و ظهور خدمت و کرامت انسانی می دانند

به گزارش خبرنگاران، متن زیر با عنوان زندگی گله ای؛ خطری پیش روی اجتماع ایرانی توسط حسین علی رمضانی مدرس دانشگاه و پژوهشگر علوم انسانی نوشته شده است:

مسلمانان جامعه را عرصه بروز و ظهور خدمت و کرامت انسانی می دانند

جامعه انسانی در مقابل اجتماع جنگلی قرار گرفته است. در اندیشه غرب، جامعه بشری به مثابه یک جنگل نمود می یابد و انسانها مانند حیوانات یک جنگل تعبیر می شوند. کنش گران، ساختارها و روابط و قواعد حاکم بر روابط با نگاه حیوانی و جنگلی شکل می گیرد. انسان، چون حیوانی درنده است که برای تنازع بقا و رفع احتیاجهای غریزی خود باید بجنگد. باید بخورد تا خورده نگردد. باید قدرت داشته باشد و بر پایه بقای اصلح سیر تکامل زیستی و مادی را طی نماید. با این نگاه جنگلی به جامعه انسانی، باید منتظر آشوب در تداخل خواهش ها، احتیاجها با منابع محدود موجود بود. اخلاق محلی از اعراب در روابط انسانی غرب ندارد. اینجا فقط باید جنگید تا لذت برد و احتیاجهای دانی را به هر طریق ممکن، با زور و با مکر و حیله بر طرف نمود. برونداد این نوع نگرش به فلسفه وجودی هستی و انسان شکل گیری قطب های مختلف در نظام بین الملل و روابط حاکم بر عرصه سیاست و اقتصاد و ... خواهد بود.

زندگی گله ای، زندگی شبه اجتماعی است که بر اساس احتیاجهای مقطعی و مادی وحوش شکل می گیرد. آنها برای اطفاء احتیاجهای غریزی و مادی خود به هم رجوع می کنند. خانواده در زندگی گله ای نشان از فراوری مثل فصلی حیوانات دارد و پس از فراوری مثل، حیوان به گله بر می گردد. گله ها فقط بر اساس احتیاج مشترک و نه ارزش مشترک شکل می گیرند. انسجام گله ها تا زمانی که احتیاج به هم داشته و نقشی در بر طرف کردن احتیاج غریزی یکدیگر داشته باشند، هویت می یابد. حال باید به تحلیل فلسفه جنگلی پرداخت. ساختار، الگوها و روابط و قواعد حاکم بر روابط اجتماع جنگلی انسان چگونه است؟ در این نگاه فلسفی صندلی خانه، خانواده، کلان اجتماع و صد البته ارزشهای مشترک کجاست؟

انسانها برای دوام و بقاء به همنوعان خود احتیاج دارند. فردیت انسان در احتیاج فطری او محتوم و محکوم به اجتماع است. اجتماع مجموعه ای از انسانها را شامل می گردد که حول یک یا چند ارزش مشترک(Share Values ) کنار هم قرار گرفته باشند. برخی نیز با رجوع به ذات و جوهره وجودی، دلیل جمع گرایی انسانها را کمال خواهی و رفع کردن احتیاجهای مادی و معنوی اعلام کردند.

اجتماع انسانی با هویت ارزشهای والای اسلامی می تواند باعث رشد آحاد جامعه گردد. در این نوع اجتماعات فرد با واسطه خانواده(به عنوان یک اجتماع اولیه و اصیل) وصل به جامعه می گردد. انسان سیر تربیت را با رویکرد جامعه پذیری و بالا بردن سرمایه های اجتماعی(Social Capitals) در نهاد خانواده و با یاری رسانه و در ادامه توسط سامانه های آموزشی - پرورشی طی می نماید. در فرآیند جامعه پذیری هنجارها به واسطه قوانین، ساختارها، قواعد حاکم بر روابط، عرف و کنش گران اصلی و مرجع در اجتماع؛ شکل می گیرند و فرد با حفظ استقلال نسبی، نسبت به هنجارها پایبند خواهد بود؛ چرا که احتیاج فطری او بر جمع گرایی بنا نهاده شده است.

اجتماع انسانی با دارا بودن سه ویژگی آگاهی از هم، اعتماد به یکدیگر و مشارکت جویی در فعالیت های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی هویت می یابد. انسجام اجتماعی برآیند این سه ویژگی یا مولفه در یک جامعه خواهد بود. میزان بزه و ناهنجاری ها نیز بستگی به کاهش این مولفه ها در سطح اجتماع دارد. با کاهش این سرمایه ها به ویژه سرمایه اعتماد، باید منتظر بروز و ظهور انواع بزه در محیط بود.

سه رکن اساسی شکل گیری اجتماع عبارتند از: فرد، خانواده و جامعه. فرد در حوزه نگرشی سیر رشد فکری، روحی ـ عاطفی و جسمی را طی می نماید و خانواده و اجتماع، عوامل اصلی رشد انسان فرض می گردد. نقش خانواده در این میان نسبت به جامعه بسیار برجسته تر است. والدین با تعیین حدود وظایف و تکالیف و تامین احتیاجهای مادی و معنوی فرزند در نهاد گرم خانواده موجب انسجام درونی اعضا می شوند. انجام تکالیف بر اساس شرع، عقل، احساس و دل و تجربه، یک خانواده خوب را رقم خواهد زد. این نهاد به هر دلیلی اگر دچار آسیب، خطر و بحران گردد، باید منتظر بروز بزه در سطح کلان جامعه بود. بزه یعنی آشوب سیستمی که در برابر نظم برآمده از هنجارها پدیدار می گردد و بزهکار یک فرد آشوبگر است که نظم حاکم بین اجزای سیستم را بر هم می زند. بزهکاری که برآیند عوامل مختلف ارثی، خانوادگی و اجتماعی است، بیشتر از عامل خانواده ناشی می گردد. عدم انسجام درونی یک خانواده، نشان از گسست شخصیتی فردی که باید جامعه پذیر باشد، دارد. افرادی که دارای شخصیت بی ثباتی هستند، نمی توانند با دیگر اجزای سیستم جامعه ارتباط صحیح و وثیقی بگیرند.

در حد فاصل بین خانواده و جامعه شبه گروه یا شبه اجتماعی شکل می گیرد که بر پایه یک سری ارزش های فطری و احتیاجهای غریزی و یا ترکیبی از این دو بنا نهاده شده اند. شبه گروه ها ثبات و ماندگاری نخواهند داشت و در یک بازه زمانی هویت یافته و بعد منقرض می شوند. افراد یک شبه اجتماع با توجه به مقطعی از زمان زندگی یک انسان که در یک مکان فیزیکی و یا مجازی قرار می گیرند، با هم گره خورده و هویت جعلی و قشری به خود می گیرند. جمعیتی که با محور قرار دادن یک فعالیت، به مشارکت می پردازند. آنها ضمن آگاهی نسبت به یکدیگر، به هم اعتماد داشته و در برنامه های تعیین شده شرکت می کنند. این گروه ها آرام آرام هنجارمند شده و برای انجام فعالیت ها باید از یک سری قواعد پیروی کنند. بالتّبع عدم پیروی از قواعد و هنجارهای حاکم بر گروه تنبیهاتی را به همراه خواهد داشت. شبه اجتماعات به دو دسته مثبت ارزش مدار و منفی عریزه مدار قابل تفکیک و تمییز هستند. موضوعی که شاید در جامعه ایرانی دغدغه محقق را به خود جلب نموده است و موجب شده تا در این خصوص قلم فرسایی نماید، پدیدار شدن قارچ گونه شبه اجتماعات منفی در جامعه دینی است. این شبه اجتماعات دارای هویت و ویژگی هایی هستند که احتیاج به تحلیل جامعه شناسانه دارد. پیامد شکل گیری چنین شبه اجتماعات قشری منفی بسیار ناگوار خواهد بود.

یکی از ویژگیهای شبه اجتماع علاوه بر زمان و مکان مند بودن، مقاومت در برابر هنجارهای کلان جامعه است. آنها با تعریف قواعدی که شاید از نوع پوشش و استفاده از نمادهای پوششی و رفتاری می توان تشخیص داد و شناخته شوند، تا نوع روابط حاکم بین افراد گروه، میزان و درصدی از هنجارها و ارزش های غالب در سیستم اجتماعی را به چالش می کشانند. مصادیق این شبه گروه ها و این امور را می توان در اقشار دانشجویی، هنری، ورزشی و حتی شرکت های خصوصی در برنامه های مشترک آنها مشاهده کرد.

افرادی که برای رفع کردن احتیاجهای جسمی، فکری و روحی ـ عاطفی خود به شبه اجتماعات قشری پناه می برند، گواهی بر گسست خانواده ها و کلان اجتماع دارد؛ بدین معنا که نه خانواده به عنوان نهاد مقدس کارکرد خود را و نه جامعه و عوامل موثر در باز احیای سرمایه های اجتماعی، نقش شان را به درستی ایفا نموده اند. پیآمدهای ناشی از گسترش طول و عرض این نوع شبه اجتماعات به دلیل آزادی نسبی در روابط و تعاملات، آسیب های جبران ناپذیر، بر نهاد خانواده(فراوری، تکثیر، دوام و بقا) و بر انسجام و اتحاد اجتماعی (اگاهی، اعتماد و مشارکت) خواهد بود.

جوانان مجرّد که وارد این شبه اجتماعات می شوند، دیگر میل به تشکیل خانواده نخواهند داشت. افراد مأمنی می یابند که می تواند به آنها هویتی هر چند کاذب دهد و احتیاجهای مختلف شان را در آنجا بر طرف کنند. متأهلین نیز با ورود به این اجتماعات و تجربه هم زیستی با افراد و برنامه های مشترک که همراه با مصاحبه، شوخی و سرگرمی، تفریح و یا تخلیه هیجانات روحی و روانی است، آرام آرام نسبت به خانه و خانواده دلسرد خواهند شد. طلاق عاطفی یکی از پیآمدهای شکل گیری شبه گروه های اجتماعی و قشری منفی است. آری! برای کم رنگ کردن یک جریان غالب کافی است، جریان یا جریانات موازی ایجاد کرد. شبه اجتماعات منفی جریان غالب خانواده و جامعه را کم رنگ و شاید بی رنگ خواهد نمود.

ارتباطات در شبه اجتماعات از ارتباط پوششی، چشمی، کلامی، رفتاری و فیزیکی همه را شامل می گردد. حدود این روابط بر اساس هنجارهایی که به مرور زمان و بر اساس شرایط پدیدار می شوند، شکل می گیرند. هسته مرکزی شکل گیری قراردادهای اجتماع محدود قشری، خرد جمعی است. خرد جمعی که تعیین ارزشها نموده و نوع و کیفیت قواعد حاکم بر روابط اجزا را تعیین می نماید. حال اگر جمع به یک نقطه خاصی در تعریف این روابط رسیده باشند! که با قواعد کلان سیستم همخوان نباشد! آیا قانون و جبر اجتماعی کلان جامعه می تواند در برابر آن عکس العمل نشان دهد؟ به نظر آری. اما در اثر جبر اجتماعی، عرف و قوانین؛ شبه اجتماع بروز و ظهورش را مخفی نموده و در زیر پوست اجتماع کلان، هویت غیر مرسوم زیر زمینی می یابد.

البته گفتنی است، شبه اجتماعاتی که در ذیل نظام و ارزش غالب شکل گرفته و در سیر انسجام اجتماعی حرکت خود و اعضا را تعریف کنند، هویتی مورد تایید دارند؛ بدین معنا که افراد در سیر پیوستن و تعلّق به گروه و شبه اجتماع؛ صرفاً برای بر طرف کردن احتیاجهای زیستی و دانی خود نبوده و در این بین به نقش نهاد خانواده و ساختار و الگوهای اجتماعی نیز برای انسجام و وحدت افزایی نظر داشته باشند.

جامعه اسلامی، تشکیل شده از افرادی که برای یک هدف متعالی گرد هم آمده و جهاد می کنند تا آن هدف محقق گردد. آنها مانند حیوانات جنگلی نیستند که برای اطفاء شهوت در فصلی خاص خانواده ای را تشکیل دهند و به امید بازگشت به گله رهایش کنند و یا ملاک و معیار اجتماع را احتیاجهای غریزی پست تعریف نموده و گله وار به زیست خود ادامه دهند. آنها جامعه را عرصه بروز و ظهور خدمت و کرامت انسانی فرض نموده و برای رسیدن به حیات طیبه حول محور ولایت جهاد می کنند. آری! بین زیست تعریف شده در نگاه فلسفی مادی و جنگلی غرب و حیات طیبه حکمت مدار اسلامی فرق از زمین تا آسمان است.

منبع: خبرگزاری مهر

به "مسلمانان جامعه را عرصه بروز و ظهور خدمت و کرامت انسانی می دانند" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "مسلمانان جامعه را عرصه بروز و ظهور خدمت و کرامت انسانی می دانند"

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید